| جلیل قیصری | ||||
|
پس از سلام متقابل به اقای نیکبخت
خانم ثابتی از شر زیبای آن جمله زیر عکس و خبال چین و شکن مو و جاده ی بی انتهای فرق سر خلاص نشده در دام اولین سطر شعرت می افتم.
ایوب حامد عزیز به عقیده من شعرهایت را زیادی در دسترس مخاطب قرار می دهی و مخاطب به راحتی می تواند به همه جای آن سرک بکشد و به راحتی کشف کند و این باعث می شود که شعر زود تمام شود . شعر تو تا وقتی شعر است برای من که چیزی برای کشف شدن داشته باشد و ذهن مرا به خود مشغول کند اما متاسفانه این متن ها خیلی زود تمام می شوند. من از شعر انتظار دارم که زیر و رویم کند اما این شعر های تو هستند که به راحتی در یک یا نهایتا دو خوانش زیر و رو می شوند و دیگر حرفی برای گفتن ندارند .یکی از دلایل این خاصیت شعر های شما می تواند این باشد که تصاویر زیادی عینی هستند و این عینیت باعث می شود که همه جای شعرت در دسترس باشد . من به شخصه با این که شعر امروز شعر عینی ست نمی توانم کنار بیایم . پس تکلیف ذهن چه می شود . تکلیف تصاویری که قابلیت عینی شدن یا کاملا عینی شدن ندارند چه می شود ؟مگر تمام افکار ما و ذهن ما عینی ست ؟ ( البته لزومی ندارد جواب بدهی). حامد عزیز ! من قکر می کنم لازم است که شعر بین ذهنی و عینی معلق باشد و مخاطب را نیز معلق کند نه این که ارضا کند .البته اگر قابلیت ارضا کردن داشته باشد که این خود بحث دیگریست. ابوالفضل حسنی حامد چرا سرعتش را بیشتر نمی کند! این عینیت چرا دارد خیلی یواش رو بجلو می رود !...ببین حامد مشکل عمده ی شعر تو این است که عنا صر عینی در جهان متن جرات باز سازی مجدد خودشان را پیدا نمی کنند یا به عبارتی تا جایی پیش می ایند و بعد ادامه ی راه را بهانه گیری می کنند و ترا که مو لفی جا می گذارند توی ایستگاههای رو سا ختی....... من معتقدم که برای پیش برد کار: یک کار گاه برای خودت توی ورد طرح بریز و سعی کن سطر نویسی کنی به گونه ای که سطر ایستگاه های رو سا خت را بدرود کند و نهاد های تداعی گر را به روی تو بگشا ید این پیشنهاد من است..... و قتی نتیجه گرفتی تشکرش هم مال خودت!ولی به پیشنهاد من عمل کن! مثلن یک گزاره بگو ! :من از کوی استانداری به خانه بر گشتم..... این گزاره را بگذار روی میز کار و ببین چه جوری می توانی ان را از تک معنایی خارج کنی ....این می شود کار گاه تو! روز به روز می بینی فر به تر می شوی و بعد گزاره های که برایت می ایند در عین حال که عینی اند لایه مند نیز هستند حالا می رویم سراغ متن..... بی تعارف از متن قبلی جلو تر است نیش هایی در حیطه ی زبان خواسته بزند اما زیاد کاری نشده ...دقت کن به مواردی که جلیل اشاره کرد دقت کن شهامتت در این است که به جایی چنگ انداختی که سخت است از ان شعر در اوردن اما این را بدان که فوقالعاده لذت بخش است دوست خوبم!: چرا این طنز زیر پوستی که در کار هایت و جود دارد را ادکت شا عرانه ی قوی بهش نمی زنی چرا به اثبات شعری نمی رسانیش......
حامدنیکبخت معمولا اولین ورژن از شعر هایم چند معنایی ست و بار شعری زبانش زیاد. و من هر بار و هر بار از آن می زنم تا بماند این که می ماند. برای خلق هر معنای دومی از دال یا هر کنش تنها اندیشه است که به میان می آید یعنی یا تو باید قید کنش شعری عینیت محض را بزنی یا تن دهی به پردازش اندیشه ات از آن گزاره ... یا به ترفند های زبانی متوصل شوی که آن هم ربودن کنش شعری از ابژه است... و معمولن باید ها ونباید ها را نیاز و شرایط پیرامونی شاعر و مخاطب تعیین می کند. | ||||
+ نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت   توسط حـامـد نیک بخـت
|
