دُونه...
ميان دو جناغ سینه ام
حالی ست
مثل خيال ِ له کردن سر گربه ایی با گوش کوب
و انگار همیشه پر بوده از گل های خرزره *
با شته ها و مورچه هایی
که تا توی سینوس هایم
پشت پلک هایم
تمام سطح جمجمه ام
موکت کشیده اند
و چاره ایی نیست
باید
تاپاله ی ماده خری جوان را که هنوز هم نزاده است *
بخور دهم...
میان دو جناغ سینه ام
حالی ست ...
تو
لباست را بپوش ...
* خرزهره
* پشکل ماچولاغ ( دونه بخور دادن پشکل ماچولاغ)
+ نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386ساعت   توسط حـامـد نیک بخـت
|
