شعری تقدیم به خانم ثابتی عزیز در ادامه مطلب
و
پنج شعر کوتاه
دو
مِهر
در تو
تمامن ،
سر به مُهر مانده
من
چه بیخود،
کباده اش، می کشم !
یک
عشق ،
هنوز
تو را
و مرا
از تک و تا نیانداخته
در این ساعت شماری مرگ
صفر
نامرد ،
من مدام یک و دو می آورم
تو مدام،
جفت شش
با چشمک
به تاس ها!
منفی یک
یادت هست
اول بار که دیدمت
چه سرخ و سفید شدم
حالا اما،
چه سرخ و سیاه !
منفی دو
داشتم میگفتم حرام زاده ایی
سر رسیدی
فهمیدم حلال زاده ایی
تو اما مرا، بازداشت کردی !
عجل ِ معلق !
ادامه مطلب
